عماد الدين حسن بن علي الطبري

105

مناقب الطاهرين ( فارسي )

رسول ( ص ) آمد و گفت : از ما آب دور است و چاهى داريم بغايت شور و مع هذا آب فرو برد و خشك شد . رسول ( ص ) فرمود كه : مرا به سر چاه بر . و تفلهء « 1 » خويش در آن چاه انداخت و گفت : بسم اللّه . آب خوش و شيرين تا به چهار دانگ چاه برآمد و ايشان از آنجا آب مىخوردند . « 2 » و در اينجا چند معجزات است . همچنين يوم الميضاة دست مبارك بر ميضاة نهاد تا آب از وى بر آمد و هشت هزار مرد آب از وى بخوردند و بهائم ايشان ، و آنچه خواستند در خيكها كردند و برداشتند . « 3 » و همچنين در طريق بعضى غزاها به آبى رسيد . نام آن آب پرسيد . گفتند : نام وى بيسان [ و آن آبى تلخ است . ] . گفت : نه ، نام وى نعمان و هو طيّب . چون نام وى بگردانيد ، طعم آب بگرديد و خوشاب شد و آن تلخى و شورى از وى برفت . « 4 » عمير بن اسحاق گويد كه ابو طالب گفت : با رسول اللّه در بازار ذى المجاز بودم . حرارت عظيم بود و تشنگى بر من غلبه كرد . استعانت به محمّد كردم . و مرا معلوم بود كه وى را آب نيست . از بهيمه پاى در گردانيد و فرود آمد و پاشنهء پاى بر زمين زد ، آب برآمد . و مرا گفت : بخور يا عم . من بياشاميدم تا سيراب شدم . « 5 »

--> ( 1 ) - تفله : آب دهان . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 43 - 44 . ( 3 ) - الثاقب فى المناقب / 45 ، اثبات الهداة 1 / 339 . ( 4 ) - الثاقب فى المناقب / 45 ، معجم البلدان 1 / 527 . ( 5 ) - الثاقب فى المناقب / 45 - 46 ، صفة الصفوة 1 / 75 .